زمانی برای فرسودن

شاید واقعاً لزومی به پیجیده کردن موضوع تا این اندازه نبود؛ شکل ساده مسئله از این قرار بود، تن می‌خواست، احساس و وجدان کمابیش در کشاکش خواستن و نخواستن بودند و عقل صریح و استوار می‌گفت، نه. نیروها کمابیش برابر ادامه مطلب…

خراش‌های تازه

اسباب‌کشی که می‌کنی به جایی تازه، کمی طول می‌کشد تا کنج‌ها و زوایا در ذهنت بنشیند و نقشه‌ای ذهنی دستت بیاید. آشنایی با چم‌ها و خم‌ها، دستگیره‌ها و صدای لولاها و میزان فضای جنب‌وجوش و غیره به‌ناگزیر جز با تحمل ادامه مطلب…

شاعری و مهندسی

به‌تازگی نوشتاری و نظری را می‌خواندم با این مضمون: «دنیای شاعرها دنیای سرسختی است، … شاعرها همیشه باید در چارچوب بگنجند، باید زاویه‌های نود درجۀ مستحكمی بسازند و از پس غول عروض و قافیه بر بیایند … همین اسارت قالب ادامه مطلب…

دیگران را به قصه بشناس

باید به قصه‌های دیگران گوش بدهی، اگر می‌خواهی ذاتشان را بشناسی. در عصر ما مردم دائماً روایت می‌کنند و روایت می‌شنوند. از این میان آنهایی را برمی‌گزینند و به یاد می‌سپارند که درونشان را به‌خوبی روشن می‌کند. اگر روزی دوباره ادامه مطلب…