دشنه بر روان

تصور می‌کنم تمام این کتاب‌ها، نوشته‌ها، داستان‌ها، روایت‌ها که در پی‌شان می‌رویم؛ مثل به‌کار بردن تک‌تک ابزارهایی است که دم دستمان می‌آید برای رسوخ کردن به درون خودمان. تا کدام تیر بر جانمان بنشیند، کدام حرف از ما دزدان قهار، ادامه مطلب…

ققنوس اما در قفس

دنیا تماشاخانه‌ای ما غرق نقشیم و نقاب موهوم همچون سایه، ‌از هستی تهی، چونان حباب دشتی که می‌جوشد عطش از پاره‌های تفته‌اش یخ می‌زند بغض نمک در خُشک‌نای خسته‌اش افسانه می‌گوید که ما خاکیم از جنس زمین یک دم فریب آتش و یک عمر ادامه مطلب…