تنها رنج

می‌گوید: «بذر همراهی باید باشد تا جوانه‌ دوستی بروید؛ سخنی به میان بیاید تا پاسخی گفته شود؛ مهر و نوازشی تا محبت از دیگر سو و آغوشی؛ تمنا و خواهشی تا کام و تنعمی». می‌گویم: «رستن را، پاسخ شنیدن را، آغوش و تنعم را همه دوست می‌دارند و من که ادامه مطلب…

مثلث با اضلاع موازی

درک خوب هندسه لابد ذهنی می‌خواهد منطقی و مهندسی که در قدر وسع من نیست. اما هنوز هم برایم سؤال است که چطور می‌گوییم خطوط موازی به هم نمی‌رسند، حال آنکه بیشترین همراهی را با هم دارند؟ یا خطوط متلاقی که گرچه به هم می‌رسند اما بعد از برخورد تا ادامه مطلب…

طلسم نگاه

این روزها بخش بزرگی از دغدغه ما این شده است که دیگران چطور نگاهمان می‌کنند. به گمانم، فضای مجازگونه، به خصوص تلگرام و اینستاگرام به این آتش دامن زده است. اینکه با وسواسی دائمی هر چند دقیقه یک‌بار از خودت بپرسی و از مرورگرت بخواهی بنگرد و ببیند چند نفر ادامه مطلب…

کلمات خاکستری

بعضی از عبارتها خاکستری تیره هستند، حتی تا حد زیادی مایل به سیاه، اما ظاهرشان غلط‌انداز است، سفید و بی‌آزار و گاهی هم درخشان. یکی از اینها «مرد باش و …» است. می‌خواهد یک جور شجاعت را به خورد آدم بدهد، گاهی هم خوب و بجا و اخلاقی به کار ادامه مطلب…

اخلاق خواستن

گرایش‌های تازه فلسفه و به ویژه فلسفه اخلاق به سمت پرداختن به موضوعات هر روزه پیش می‌روند. به گمانم می‌شود از اخلاق خواستن هم سخن به میان آورد. چه در حوزه مصرف‌گرایی و چه عشق و اساساً حوزه نیاز. تأمل در این زمینه خط فکری تازه‌ای برایم خواهد بود. ۰

تعبیر بیداری

چرا می‌خواهی به غم و افسردگی تعبیرش کنی؟ تصویر میزی است و گلدانی، و صورتکی. گلها معمولاً تعابیری قراردادی دارند که چندان از آنها سر در نمی‌آورم. صورتک را اما می‌شود دو جور فهمید؛ مثل خیلی از چیزها. دهان کج و معوجش نشان از اندوه و مچاله شدن در خود ادامه مطلب…

بخشودن

به گمانم کم‌کم وقتش رسیده است؛ توازن سن و سال در میانه راه تولد و مرگ، فروکش کردن شور و اشتیاق، دست کشیدن از آرمانخواهی و بلندپروازی؛ کاسته شدن از شدت و حدت تنانگی و نیاز به آرامش و البته تکرار ملال‌آور دلخوری‌ها باعث می‌شود که به این فکر بیفتم ادامه مطلب…