شاید واقعاً لزومی به پیجیده کردن موضوع تا این اندازه نبود؛ شکل ساده مسئله از این قرار بود، تن می‌خواست، احساس و وجدان کمابیش در کشاکش خواستن و نخواستن بودند و عقل صریح و استوار می‌گفت، نه. نیروها کمابیش برابر بودند؛ آنچه که پایان چنین جدالی را رقم زد، توازن بود! آری جنگ توازن و زمان. زمان آن عامل پنهان و همیشگی است که همه چیز را می‌فرساید.


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *