چرا می‌خواهی به غم و افسردگی تعبیرش کنی؟ تصویر میزی است و گلدانی، و صورتکی. گلها معمولاً تعابیری قراردادی دارند که چندان از آنها سر در نمی‌آورم. صورتک را اما می‌شود دو جور فهمید؛ مثل خیلی از چیزها. دهان کج و معوجش نشان از اندوه و مچاله شدن در خود دارد یا برعکس مستی معشوق بودن و غرق شدن در هورمون عشق؟ تعبیر کردن چنین تصویری البته ریشه در خود تصویر هم دارد، اما تصور چه؟ به گمانم قضیه از این قرار است: همواره تصوری داریم و می‌خواهیم تصویر را با بهره گرفتن از تعبیری بر آن تصور منطبق کنیم!

0

4 دیدگاه

یک نفر · دی ۲۸, ۱۳۹۷ در ۹:۰۹ قبل از ظهر

مطلب جالبی بود. ممنون.

0

    ابوالفضل · دی ۲۸, ۱۳۹۷ در ۹:۱۴ قبل از ظهر

    سپاس.

    0

روزگار · دی ۲۸, ۱۳۹۷ در ۹:۱۱ قبل از ظهر

وب خوبی داری به ما هم سر بزن.

0

    ابوالفضل · دی ۲۸, ۱۳۹۷ در ۹:۱۴ قبل از ظهر

    —-

    0

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.