خیلی وقت است که ترجمان را می‌بینم، از بعضی از ترجمه‌های غیرروانش که بگذریم، انصاف را که موضوعات جذابی را طرح می‌کند. از جمله مقاله‌ای که مربوط به قضاوت درباره گذشته بود. یعنی اینکه اگر کسی در گذشته اشتباه کرد، امروز باید با چه دیدی به او نگاه کرد. راستش به گمانم پیام مقاله این بود که «مسئولیت در قبال خطای گذشته به شرطی دوام می‌آورد که مرتکب‌شونده خطا دچار تغییر – روحیه اخلاقی – نشده باشد». اما این پیام را می‌توان از منظری دیگر هم دید؛ یعنی اینکه برای بخشودن گناه دیگران، بخشایش را می‌توان مشروط به تغییر کرد. مثلاً اگر پدری همچنان از تحقیرهایی که روا داشته دل‌آزرده نیست، من چگونه می‌توانم دست از اندیشه «ای کاش» و «نباید چنین می‌کردی» بردارم و به شوق، برای سفر نوروز به زادگاهم بشتابم؟ و اگر روزی پسری – به‌حق – چنین رنجشی از من داشته باشد، چرا نباید بی‌درنگ تماس بگیرم و از دلش دربیاورم؟ به گمانم خطا بخشایش‌پذیر است، اما اصرار بر آن و البته اقرار نکردن به آن را چگونه می‌توان بخشود؟ شاید بزرگواری‌ای می‌خواهد که هنوز در وسع من نیست.

0

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.