امشب دوباره «مامان و معنای زندگی» را خواندم. همان بار اول که خواندم احساس گنگی داشتم که ربطی دارد به من و تو. اما حالا برایم روشن‌تر است. البته اسمش را باید عوض می‌کردم و می‌گذاشتم «بابا و معنای رنج». دستت درد نکند یالوم جان. هر از گاهی باید بخوانمش این داستانت را.

0

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.