ریشه «معنا»، چیزی نیست مگر «اعتنا»؛ به عبارت دیگر «معنی» یعنی امری «معتنی‌به» یا «معتنابه». بگذریم که بسیاری این کلمه را «متنابه» می‌نویسند و می‌خوانند. یعنی اگر به چیزی عنایت نکنیم، معنایی برایمان ندارد و عنایت جز معطوف به «دیگری» نیست. یعنی بدون «دیگری» عنایت و معنا وجود ندارد، همچنانکه اخلاق. آن سوی قضیه لابد این است که اگر مطلبی را به خودمان می‌گیریم، آن را معطوف به خودمان می‌دانیم و خود را معتنابه می‌شماریم یعنی به زبان ساده «قابل توجه» و «لایق توجه». خشم ما از بی‌توجهی به بی‌معنا بودن وجودمان سرایت می‌کند. برای همین هم دشوارترین کار این است که معنای وجود خود را از دیگری نگیریم و به خود متکی باشیم. چرا که تناقضی رخ می‌دهد که سالها باید از پی‌اش بدویم.

1+

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.