«تو مال اینجا نیستی!» همه‌تان راست می‌گویید. حق با شماست. من مال اینجا نیستم. ای کاش گریخته بودم در آن روز تبدار. گرچه می‌دانم به هر کجا که می‌گریختم، صداها بلندتر می‌شد که «تو مال اینجا نیستی!» نمی‌دانم شاید دوست داشتم به جایی می‌رفتم که کسی از تعلق سخن نگوید، اما مگر می‌شود؟ آدم‌ها خیلی زود حس مالکیت پیدا می‌کنند، اصلاً مالکیت در خونشان است؛ هوا را، زمین را، آب را، شهر را و از همه بدتر ذهن را، قلب و احساسات را. می‌خواهند مالک شوند و فخر کنند به داشته‌هایشان. کاش آن روز گریخته بودم، کاش گوشه‌ای پیدا می‌کردم و رنج بودن و متفاوت بودن را مویه می‌کردم بی هراس از استنطاق دائمی دیگران بی هیچ نیازی به عذر و بهانه. کاش …

0

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.